
دوست داشتن هایمان همچون گرگم به هواییست کودکانه...لحظه ای تو گم می xa0شوی در سراب بازی های مکرر هذیان گونه مان و لحظه بعد من سرمست ازین xa0تقلای بیمارگونه ات, تو را در سرزمین بی رحم خواستن هایمان رها می کنم ...رها می کنم تا در این دشت عطش زده بی پروا, خشمگین و گستاخانه بتازی و من همچنان لذت ببرم از نیاز التماس گونه ات, از تب احساسات بی پایانت نسبت xa0به خودم ... xa0تو را رها میکنم در دریای دوست داشتنت تا خود مطمئن گردم از ستون سرسخت و بی پایان عشق در ژرفنای روح نا آرام تو... چه بی رحمم من! و چه ...
ادامه مطلب